loading...

اشک آتش

Content extracted from http://ashkeatash.blog.ir/rss/?1740317202

بازدید : 19
دوشنبه 5 اسفند 1403 زمان : 12:31
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

پسرم را سربریدند، اما محکم ایستادم - ایسنا

برای شهادت آماده بود. حقوقی که سپاه به او می‌داد را هم نگرفت، وسایلش را به این و آن هدیه می‌داد، از همه تعلقات مادی دل کند؛ اما برای مادرش دلتنگ می‌شد. یکبار نشست و گریه کرد. می‌دانست دل مادر هم پیش اوست. بعد گفت نکند مادر دعا کند که شهید نشوم؟ به خودش قول داد اگر شهید شد به بهشت نرود، صبر کند تا مادر بیاید، بعد.

روزی که در نامه مادر خواند از او راضی است، گل از گلش شکفت.

گفته بود این بار که بروم عملیات دیگر بر نخواهم گشت. روزی که خبر شهادتش پخش می‌شود را هم تعیین کرد، نوزده اسفند. همان روز حجله اش جلوی مسجد بر پا شد.

مادر خواب دید از بدن حسن آب می‌چکد. تنش خیس است. شب عملیات، دوش گرفته بود تا برای آخرین بار غسل شهادت کند. وسایلش را که چند هفته بعد آوردند حوله اش هنوز نم داشت. پدر، همان را کشید روی دستش که دچار مشکل بود. دردش خوب شد و تا ده سال بعد که زنده بود دیگر از حرکت نایستاد.

مادر خواب دید بانویی آمده پیکر شهیدی را از خانه او با خود می‌برد؛ پیکر اما ناقص بود. پیکر حسن که هیچگاه بازنگشت. بعدها روزنامه عراقی را پیدا کرده بودند عکس کارت شناسایی حسن و چند نفر دیگر را چاپ کرده بود. تیتر هم زد اینها بعد از اسارت، الله اکبر و الموت لصدام گفتند، با تیر زدیمشان و سر از تن مجروحشان جدا کردیم. بدن حسن و دوستانش در چذابه ماند تا بدرقه راه زائران کربلا باشد. خودش که گفت قرارمان‌‌ان‌شاءالله کربلای اباعبدالله.

بر اساس خاطراتی از شهید حسن حجاریان/ کتاب حوله خیس

برچسب ها
بازدید : 19
يکشنبه 4 اسفند 1403 زمان : 17:46
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

آلبوم تصاویر/ سردار شهید حاج ستار ابراهیمی‌هژیر فرمانده دلاور گردان 155  لشگر انصار الحسین (ع)/قسمت چهارم

شهید ستار ابراهیمی‌هژیر، سردار سرافراز سپاه استان همدان است. درباره او اگر در اینترنت جستجو کنید اینگونه گفته می‌شود که به رغم توانایی درانتقال پیکر مطهر برادر شهیدش صمد، از این کار امتناع ورزید تا فرقی بین او و سایر شهدا نگذاشته باشد. مشابه این خاطره را درباره رفتار مهدی باکری با شهادت برادرش حمید نیز شنیده ایم. مشابه آن باز هم در تاریخ حماسه‌های دفاع مقدس وجود دارد. مثلا شهید نجاریان با این که میتوانست پیکر برادر شهیدش را به عقب منتقل کند، بدن سنگین مجروحی تنومند را به دوش کشید و عقب آورد و از او خواست که بعد از مداوا به جبهه برگردد و راه شهدا را ادامه دهد.

اما آنچه درباره شهید ستار ابراهیمی‌هژیر در کتاب "دختر شینا" روایت شده فراتر از بحث انتقال پیکر برادر و مربوط به لحظات قبل از شهادت اوست.

صمد ابراهیمی‌هژیر در کربلای چهار، جزیره ام الرصاص به شدت مجروح می‌شود. غیر از او مجروحان دیگری هم درون سنگر بتنی دشمن افتاده بودند. ستار که فرمانده آنهاست، می‌ماند برادرش را از مهلکه نجات دهد یا سایر نیروها را. به خصوص یکی از نیروها که به شدت بی قراری می‌کرد. او فقط می‌توانست یکنفر را با خود به عقب بکشاند. برادرش را می‌بوسد و ترجیح می‌دهد آن رزمنده مجروح را به دوش بگیرد تا مرتکب تبعیض نشده باشد. صمد از وی می‌خواهد پس از او مراقب همسر و کودکانش باشد. در این حین دشمن وارد سنگر شده و همه را به رگبار می‌بندد. صمد به شهادت می‌رسد، آن رزمنده مجروح، اسیر می‌شود، ستار هم تیر می‌خورد اما می‌تواند از حفره‌‌‌ای بیرون پریده و خودش را به آب بیندازد...

ستار البته دو ماه بعد در مراحل تکمیلی عملیات کربلای پنج شلمچه به برادرش صمد می‌پیوندد.

بازدید : 18
جمعه 2 اسفند 1403 زمان : 23:31
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

هشدار روزنامه همشهری به نمایندگان مجلس درباره استیضاح وزرا؛ احتیاط کنید!

استیضاح همتی نمی‌تواند تأثیر شگرفی بر کنترل بازار و ثبات قیمتها و بهبود معیشت مردم داشته باشد. چه بسا باندهای مافیایی پشت اقتصاد سرمایه داری، با ایجاد گرانی کاذب درصدد انتقام از برکناری همتی برآِیند. مسعود پزشکیان هم آنگونه که پیداست بی شک با سفارش همتی گزینه‌‌‌ای همفکر و همدست و همداستان او را جایگزین وی در وزارت اقتصاد قرار خواهد داد. دولت هیچ برنامه‌‌‌ای برای اقتصاد و معیشت مردم ندارد و همان طور که پزشکیان تصریح کرد همه مسئولان (سیاستهای نظام) مسئول وضع فعلی هستند و نباید تقصیرها را گردن یکنفر انداخت! او اعتمادی به کارشناسان خبره و مستقل ندارد و دولت را دست همان طیف فکری مدیران سابق با اندیشه مبتنی بر "خودت بمال" و "خودش خاموش می‌شود" سپرده است.

استیضاح همتی چاره وضع بحرانی موجود نیست اما اقدامی‌لازم و بایسته است تا لااقل مردم احساس کنند در سطوح کلان، صدای خرد شدن استخوانهایشان شنیده شده و پژواک آه و فغانشان به گوش بالادستی‌ها رسیده است.

حقیقت امر آن است تا دولت در اختیار کسانی باشد که اعتقادی به ارائه برنامه و فعالیت سازنده و رشد کشور مگر در پرتو وابستگی به غرب نداشته باشند اوضاع بر همین منوال خواهد بود.

بازدید : 15
پنجشنبه 1 اسفند 1403 زمان : 10:26
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

سه دو یک، کوشکی و گل! | ورزش سه

کوشکی بازیکن فیکس نبود. شاید اصلاً قرار نبود وارد بازی شود. از دقیقه سی و چهار با آسیب دیدگی مسعود جمعه، مربی تن به تعویض اجباری داد و علیرضا کوشکی را وارد میدان کرد. کوشکی در نیمه اول بیشتر از بازیکنی که به جایش وارد زمین شده بود صاحب توپ شد اما اغلب با کندی و معطلی یا کم تجربگی، فرصتها را از بین می‌برد، جوری که آدم حق می‌داد مربی او را بازیکن رزرو و روی نیمکت نگه دارد.

نیمه دوم اما کوشکی ریز نقش، قدر فرصتهایی که به دست آورد را بیشتر دانست. جوری درخشید که به نوعی محور زمین قرار گرفت و اغلب توپها ختم به او می‌شد. گل اول را که محمدرضا آزادی به ثمر رساند با پاس و موقعیت سازی خوب کوشکی شکل گرفت. گل دوم را که خودش زد تاکتیکی و زیبا آنهم در بین چهار مدافع قطری، گل تاریخی به حساب می‌آمد. تا پایان بازی هم نام کوشکی از زبان گزارشگر نمی‌افتاد. اگر بازی خیره کننده و کم نظیر سیدحسین حسینی در دروازه تیم استقلال را کنار بگذاریم، کوشکی جوان و خوش آتیه را باید بهترین بازیکن میدان دانست.

یک- گاهی شرایطی که از سر جبر و بر خلاف تدبیر و برنامه بر ما تحمیل می‌شود بیشتر به نفع ماست.

دو- آدم‌هایی که روی شان حساب نمی‌کنیم یا لااقل آدم‌های اصلی بازی زندگی ما نیستند گاه می‌توانند در روند زندگی ما سرنوشت ساز باشند.

سه- آدم‌ها گاهی خراب می‌کنند و خوب نمی‌درخشند، اما نباید زود ناامید شد و باز هم باید به آنها فرصت داد.

بازدید : 17
سه شنبه 29 بهمن 1403 زمان : 12:12
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

پوستر/کاش پای دل ما هم به نوایی برسد

در خانه پدرش زندگی می‌کند، مغازه اش اجاره‌‌‌ای است. درآمدش همین حقوق روزانه حاصل از کار پیرایشگری است. ماشینی قدیمی‌دارد که خرج می‌تراشد. فراخوان کمک به جنگ زدگان فلسطین و لبنان که داده شد، همسرش گردنبد و دخترش گوشواره طلا را بردند و هدیه دادند.

دلش هوای کربلا داشت. سفری ارزان قیمت برایش فراهم شد؛ اما باز هم پولش برای زیارت خانوادگی کافی نبود. گفت: آخر شب، مشتری داشتم و بعدش باید می‌رفتم خانه. طرف تازه از کربلا آمده بود. گفتم: من هم‌‌ان‌شاءالله به زودی می‌روم. حرف دیگری نزدم. گفت: چه خوب!

موقع رفتن، هزینه سلمانی را با کارتخوان کشید. بعد یک اسکناس هم گذاشت توی جیبم گفت: خرج سفر. سوار ماشین که شدم از سر کنجکاوی، پولی که داده بود را از جیبم در آوردم و نگاه کردم. یک اسکناس صد دلاری بود؛ درست به همان میزان که کم داشتم.

یادش آوردم یک بار جمله‌‌‌ای را به من گفته بود: اهل بیت هیچ وقت زیر دِین کسی باقی نمی‌مانند. مطمئنم همه پولهایی که برای خدا داد جبران می‌شود.

بازدید : 13
سه شنبه 29 بهمن 1403 زمان : 12:01
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

توضیح اورژانس تهران درباره ماجرای تعرض در آمبولانس رئیس اورژانس استان  تهران: راوی موضوع را جور دیگری توضیح داده است. پرداختن به این موضوع، بیشتر  با هدف دیده شدن انجام شده

تصاویری فرستادند از صفحه مجازی همسر کشف حجاب کرده دکتر لعلی رییس جدید اورژانش بابل که بعله این بابا وقتی نمیتواند همسر خودش را مدیریت کند چطور میخواهد بر عملکرد زیرمجموعه اش نظارت کند؟ یا شاید اساسا خودش هم ملتزم به احکام و قوانین دینی و عرفی و ملی نبوده که طبعاً انتصابش در این پست، تخلف و باطل است.

همزمان داشتم جوابیه سازمان اورژانس در خصوص شایعه تعرض یکی از کارکنان به بیمار را می‌خواندم که به طور زیگزاگ، هم اصل ماجرا را تأیید کرد و هم توضیح داد که بالاخره هر مجموعه‌‌‌ای هر طور آدمی‌دارد و البته گاهی رفتار درمانی پرسنل و نحوه معاینات باعث سوءتفاهم می‌شود و....

در جراید شاید ماه یا هفته‌‌‌ای نباشد که خبر درگیری بعضی خانواده‌ها و همراهان بیمار با عوامل اورژانس منتشر نشود. خب، چرا انسان باید با کسی که برای کمک به او آمده درگیر شود؟ البته گاهی بعضی افراد، شرور و مزاحم هستند؛ اما گاهی رفتار بعضی عوامل اورژانس مثل تأخیر یا کاهلی و... در رسیدگی به بیمار میتواند در بروز چنین حوادثی نقش داشته باشد.

خلاصه آنکه مجموعه اورژانس نباید منفک از قواعد جاری بر حاکمیت دینی بوده و اصل سلامت، نظارت و خدمت باید همواره در آن سرلوحه قرار داشته باشد.

بازدید : 13
سه شنبه 29 بهمن 1403 زمان : 11:56
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

تفاوت «قانون» با «مقرره»

گفته اند سخنان قاضی القضات درباره ظریف تحریف شده و منظورش این نبود. منظورش هر چه بود برای ما ملاک، حرفهای یک مسئول نیست عملکرد اوست. اگر دستگاه عدلیه نتواند در صیانت از حریم قانون در مواجهه با دوتابعیتی‌ها تا متهمان کلان اقتصادی مثل پرونده کرسنت و بانکهای دی و آینده و فولاد مبارکه و پتروشیمی‌میانکاله و فریدون و جهانگیری و... عملکردی محکم و قاطع داشته باشد طبعا نباید از مردم هم انتظار احترام و پایبندی به قوانین را داشت.

برچسب ها
بازدید : 17
سه شنبه 29 بهمن 1403 زمان : 10:21
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

فیلم زورگیری مسلحانه از زن جوان در خیابان/ دستور ویژه دادستان شهریار برای  دستگیری

با پشت پرده یا پس پرده‌ها کاری ندارم، ماشاءالله هزاران نفر مشغول تجزیه و تحلیلند، موافق یا مخالف؛ اما خدایی اش مدتی است سرقت‌های به ظاهر کوچک در قالب خفت گیری و کیف قاپی و کف زنی و زورگیری افزایش پیدا کرده که علت اصلی اش بر می‌گردد به ضعف قانون در مواجهه با جرائم به ظاهر ریز و کم ارزش که جنبه عمومی‌آن را خفیف می‌شمارد. دزدی، دزدی است و کمی‌ارزش وجه یا کالای مسروقه نباید باعث کمرنگ شدن اهمیت آن شود که نتیجه‌‌‌ای جز فراگیری جرم و فرو ریختن قبح گناه و اشاعه تجرّی و تخلف نخواهد داشت. بیخود که نیست اسلام یکی از مصادیق گناهان کبیره را اصرار بر ارتکاب گناهان به ظاهر کوچک دانسته است. اگر جرائم یا گناهان کوچک، عادی و فراگیر شوند خود به خود به منزله وقوع جرمی‌بزرگ خواهد بود.

بازدید : 15
يکشنبه 27 بهمن 1403 زمان : 14:06
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

از سند چشم‌انداز بیست ساله ایران چه خبر؟ - ویرگول

بیست سال گذشت. چقدر سر و صدا و ژست و وعده و ... ردیف شده بود. متنش را جستجو کنید هنوز توی اینترنت هست. اسمش بود سند چشم انداز بیست ساله ایران. قرار بود بیست سال بعد یعنی سال 1404 ایران به نقطه‌‌‌ای برسد که در همه امور سرآمد کشورهای منطقه باشد. بعد از مدتی این هیاهوها خوابید. دولتها اصلا یادشان رفت چنین سندی هم وجود دارد و افق و چشم انداز کشور به چه سمت و سویی باید باشد.

یکماه دیگر می‌شود سال 1404. قطعا در بعضی مسائل سرآمد کشورهای منطقه بوده و هستیم؛ اما در شاخص‌هایی مرتبط با رفاه عمومی‌و خدمات اجتماعی و اقتصاد و معیشت و ... چطور؟ تنگنای معیشت دارد مردم را له میکند. اسب گرانی یکسره می‌تازد. بازار آرامش ندارد. کسی حریف بانکها نیست. خودروسازها در حال هجو مفهوم تولید ملی هستند. با اعجاز شورایی که باید نگهبان نظام می‌بود کشور افتاده دست دولتی ناتراز که زمستان پر از بی برقی و تعطیلی را رقم زده است. مسئولان فرتوت و بی انگیزه هیچ برنامه‌‌‌ای برای تأمین مسکن و اشتغال و ازدواج و ... ندارند. فقرا فقیرتر می‌شوند. جامعه به حال خودش رها شده و تدبیری برای حرکت به سمت قله‌های پیشرفت و استقلال و تمدن وجود ندارد. اتاق فکر نظام، مغز راهبردی حاکمیت کجاست؟ چرا نمیتوان برنامه‌‌‌ای برای ارتقای سطح دستاوردهای کشور در امور اقتصادی و اجتماعی و نظامی‌و امنیتی و علمی‌و سبک زندگی و... طرح ریزی و اجرا کرد؟ فرهنگ باندبازی و منفعت گرایی و سهم خواهی را چگونه میتوان اصلاح نمود؟ جمهوری اسلامی‌اگر میخواهد الگوی مردمسالاری دینی در دنیا قرار بگیرد در چه شاخص‌هایی مبتلا به عقب افتادگی و نیازمند اصلاح است؟ چرا به جای نخبگان با انگیزه و دارای برنامه، همواره شاهد حضور مدیران ضعیف و لوده و بی برنامه اما بله قربان گو و کاسه لیس هستیم؟

بازدید : 21
شنبه 26 بهمن 1403 زمان : 18:56
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

اشک آتش

مروری بر زندگی و وصیت نامه شهید علی‌اکبر جوادی

مادرش که نه، او را در هفت سالگی از دست داده بود، خاله اش به نیابت از مادر نشسته بود زیر پایش بلکه راضی شود زن بگیرد. می‌گفت: من که همه اش می‌روم و می‌آیم، باشد برای بعد. خاله خسته نمی‌شد. باز هم اصرار می‌کرد. دفعه آخر گفت: این بار که برگردم دیگر نمی‌روم. همین جا می‌مانم. برگشت و ماند. سر قولش بود. از روی لباس فرمش شناسایی شد. درست همانطور که در وصیتنامه اش نوشته بود: "وقتی بدن پاره پاره مرا آوردند، وصیت می‌کنم لباسهای رزم را از بدنم بیرون نیاورید و با همان لباسهای خون آلود دفنم کنید؛ زیرا میخواهم همانگونه که بدنم خونین است نزد خدا بروم که آنها را ارج می‌نهد."

تعداد صفحات : 4

آمار سایت
  • کل مطالب : 41
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 8
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 120
  • بازدید کننده امروز : 119
  • باردید دیروز : 109
  • بازدید کننده دیروز : 95
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 971
  • بازدید ماه : 804
  • بازدید سال : 13574
  • بازدید کلی : 97746
  • کدهای اختصاصی