خدا پر و بال داده که پرواز کند اما حالا اسیر میل ما و میلههای قفس شده است. امسال عید هم مثل عیدها و تابستانهای دیگر بعضی همسایهها گل و گلدانشان را به ما سپرده اند بعضی ماهیهایشان را یکی هم این پرنده را که تا برگردد از او مراقبت کنیم. هر روز زل میزنم به میلههای تنگ قفس و بال بال زدنهای این طوطی برزیلی که تقلا میکند بلکه راهی به بیرون پیدا کند و بعد از دقایقی ناامید و خسته گوشهای کز میکند. گاهی صدای پرندهها که از درخت زیر خانه ما بلند میشود او هم به شوق میآید و سر و صدا راه میاندازد و خودش را میکوبد به میلهها. هنوز نمیتوانم بفهمم تماشای پرندهای که از نعمت پریدن محروم شده و نگه داری او در قفس چه لذتی ممکن است داشته باشد. منتظرمانشاءالله صاحبش که برگشت بلکه راضی اش کنم حتی اگر هزینه اش را بخواهد این پرنده زیبای تنها و پرجنب و جوش را در باغ پرندگان قم آزاد کند؛ توکل بر خدا. میل ما نباید میله حبس و تنگنا و محرومیت دیگران باشد. لذت و تفریح ما نباید حقی از دیگران سلب کرده و کامشان را تلخ سازد. کاش شادی خود را در شادی دیگران بجوییم.